« بوی خوشحالی | صفحه اول نامه‌ها | لحظه ها! دارایی ! حس ها ! آدمها »


حال این روزها

این روزها حس های خوبی دارم هرچند که اوضاع اقتصادی کشورم مثل بختک نمیذاره این حس همیشگی باشه ولی از اینکه هورمونها دارن به سطح قبلی برمیگردن و منو به آدم قبلی نزدیک میکنند خوشحال و راضی ام.
یک چند وقتی بود که احساس میکردم دنیا داره میره و من وایستادم و دارم نگاهش می کنم بعد حالا احساس میکنم هیچ هم اینطوری نیست یعنی من اصلا آدم اهل حسادت و رقابت با فلان و بهمان نیستم، اصلا کدوم فلان و بهمان؟ در کدوم شرایط؟ من فرنوشی هستم که به هر هدفی که تاحالا داشته رسیده نه با چشم و هم چشمی و تیز بازی و کلک و فلان که با تلاش و سخت کوشی . توی این مدت از نظر کاری کلی تجربه بدست آوردم و فکر کنم برای کسی که کارهنری میکنه هیچ چیزی بیشتر از کشف آدمهای پیرامونش و کشف حس های جدید و تغییر خود، کمکش نمیکنه. حالا من اینها را دارم و از تک تک لحظه های الانم راضی ام و فکر میکنم این دوسال تبعید هرچند که سخت و خسته و مایوس بود ولی برای من لازم بود و شاید هنر همین باشه که بتونی از چیزی که بی استفاده و پوچه، استفاده کنی و یک چیز جدید، حس جدید در بیاری. دوباره سینما عشقم است و دوباره هدفم روشن و رنگی است.


 

لينك‌ها به اين نامه

آدرس اين نامه:
http://www.moayeri.ir/cgi-bin/mt334/mt-tb.cgi/812



ارسال نظر





مرا به خاطر بسپار؟

(you may use HTML tags for style)

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007