« پوسته | صفحه اول نامه‌ها | یکشنبه »


یک تجربه!

اسمش یک دوست یا یک همدم است
خیلی از حس هایمان شبیه هم است
ولی
جنسمان متفاوت !
چندی پیش پیشنهاد کردم که حرف های دلش را در وبلاگی بنویسد ـ این پیشنهاد همیشگی من به اکثر دوستانم که به اینترنت دسترسی دارند است . شاید برای اینکه این نوشتن مثل کلد استاپ عمل میکند و ما هم که دکتر سرخود هستیم ـ که نوشت.
هر باری که می نوشت من از سر سادگی و فضولی البته! می پرسیدم که چرا مثلا فلان نوشته را نوشته و خلاصه شرح ماوقع می خواستم.
راستش بیشتر به وبلاگ حسودی می کردم که جای من را گرفته بعد از مدتی دیدم که دیگر نمی نویسد. اوایل خیلی اهمیت نمی دادم میگفتم شاید کار دارد یا اینترنت ندارد یا چون تازه کار است خسته شده ولی دیروز داشتم به این فکر میکردم که نکند من خانه امنی که در آن درد دل میکرده را ویران کرده باشم با ذره بینم؟
عذاب وجدان گرفتم و کلی از دست خودم ناراحت شدم .
حالا نه لزوما ولی خب اکثر ما حرفهایی که جای دیگری نمی زنیم را در وبلاگ می نویسیم و این » من« ی که شکل میگیرد آزاد است هر جوری که دوست دارد خودش را نشان بدهد. البته این هر جوری که میگم طبق قانون ننوشته یک چهار چوبی هم داره اگر رعایت بشه٬ اگر نشه هم که نشده دیگه.اصلا این » من « میتونه دروغین یا بهتر بگم خیالی باشه و اصلا راویِ یک تخیل ذهنی باشه .
خلاصه همه این حرف ها را زدم که بگم اگر این جا رو میخونی که میدونم می خونی ٬من قول میدم دیگه نمیام به وبلاگت سر بزنم و مثل قبل هر وقت که خواستی حرف میزنیم!


 

لينك‌ها به اين نامه

آدرس اين نامه:
http://www.moayeri.ir/cgi-bin/mt334/mt-tb.cgi/671


نظرات

رها :

سلام.
اين " من" ي كه ازش حرف زديد براي خيلي ها شكل مي گيره.
و من الان دارم از شكل گرفتن يك "من" كه دوستش ندارم فرار مي كنم، به خاطر همين فعلا بي وبلاگ و در واقع بي خانه مانده ام!!
به نظرم كار درستي رو انتخاب كرديد در ارتباط با وبلاگ اون دوست.

 

ارسال نظر





مرا به خاطر بسپار؟

(you may use HTML tags for style)

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007