|
« تو بزرگی و عزیز |
صفحه اول نامهها
| یک تجربه! »
پوسته
روی تخت پخش میشم
دست و پامو مثل یک ضربدر می کشم کش میام ولی نه مثل گذشته
انقدر که توی این ۱۸ ماه که فرنیک با من بوده نتونستم بی خیال کش بیام روی تخت می ترسم
می ترسم که کش بیام و خستگی در کنم و هنوز خستگی کامل از تنم به در نرفته ٬ فرنیک گریه کنه .
دراز کشیدم و به این فکر میکنم کی من این پوسته ای که دورم است را پاره میکنم .
لينكها به اين نامه
آدرس اين نامه:
http://www.moayeri.ir/cgi-bin/mt334/mt-tb.cgi/670
ارسال نظر
|
نظرات
Mr.Moon :
آرامش
آرامش
آرامش
Mr.Moon - August 16, 2010 9:37 PM