|
« نوشته ۱ |
صفحه اول نامهها
| فاصله »
نوشته ۲
نیمه شب- اتاق خواب
فرنیک روی تخت ما وول میخورد. تخت خودش پر از اسباب بازی است و احتمالا میخ نامرئی هم دارد که اصلا تویش نمی خوابد.
پوشکش را باز میکنم انگار که دنبال فرصت باشد سریع چپه میشود و بدو بدو می رود. لنگ هایش را میکشم. یک خنده شیطنت آمیزی میکند . با هزار مکافات سر جایش ثابتش میکنم ولی باز از پوشک نو فراری است. آخر سر روی کمر نحیف میرود و من از پشت پوشکش میکنم و یک نفس راحت میکشم. از این که اینقدر بازیگوش و حرص در بیار است خوشحالم و البته خسته ولی در بغلم میگیرم و می چلانمش! لذتی دارد وصف نشدنی.
همین بین که می چلانمش موهایم را میکشد . میذارمش روی تخت از این ور به اون ور و هی باید بکشمش سمت امن.
چپ و راست تخت که من و نحیف هستیم. پایین تخت که پرتگاه است و با پتو حصار شده. بالای تخت هم یک چوب مایل نرده نرده افقی که عشق فرنیک است برای بالا رفتن. قشنگ دستش را می گذارد بین فاصله ها و کم کم بلند میشود و اگر حال داشته باشد بلند میشود و پرده پنجره را هی تاب میدهد و میخندد و اگر نه که به همان ایستادنش اکتفا میکند و بعد رویش را از دیوار به سمت ما می کند و با یک دستش دیواره تخت را میگیرد و با آن یکی دستش دکلمه میکند.
شعر هایش را دوست دارم گاهی با صدای بم ٬گاهی با جیغ و گاهی با خنده می خواند. معمولا وقتی با خنده آواز میخواند بعدش تالاپی می افتد و می آید بطرفم که شیر بخورد. وقتی هم اینطوری شیر میخورد هی بازیگوشی میکند و یک قلوپ(؟) می خورد و چند ثانیه ای بازی می کند و دوباره میخورد.خلاصه که برنامه ای داریم.قربان صدقه اش میروم.
بی خوابی اش به نحیف رفته و خیلی هم سخت میخوابد. خواب برایش حکم شکنجه دارد آنقدر تقلا میکند که از زیرش در برود که حد ندارد و اصلا هم از این تقلا ها خسته نمی شود.
هی از روی من چهار دست و پا بالا میرود بعد خسته میشود میرود روی نحیف بعد موهایمان را میکشد.
مثل کرم به خودش می پیچد و نزدیک کیلومترها چهار دست و پا میرود!
ماساژش میدهم بلکه بخوابد ولی بی فایده است.
می خندانمش و از آن خنده های قشنگ صدا دارش میکند ولی باز هم می لولد و نمی خوابد.
ساعت دو و نیم است. سعی میکنم برای مامانم یک پیغام تبریک تولد بفرستم ولی فرنیک نمی گذارد و گریه میکند. حالا دیگر خوابش می آید و چرت میزند و من هم بی خیال پیغام تبریک اول صبحی میشوم.
دوباره پوشک قلمبه شده اش را عوض می کنم و بعد شیر میخورد و میخوابد!
نوشته قبلی و این نوشته با هم هستند.
لينكها به اين نامه
آدرس اين نامه:
http://www.moayeri.ir/cgi-bin/mt334/mt-tb.cgi/660
ارسال نظر
|
نظرات
رها :
خوبی عزیزم؟ نمی دونم چرا نه ایمیلهای من به تو می رسه نه ایمیل های من به تو!!!!
رها - July 31, 2010 10:28 PM
پورپدر :
شامبوسسسسس کلمبوللییییییی
پورپدر - August 1, 2010 8:55 AM