|
« یک روزهایی!!! |
صفحه اول نامهها
| و این است زندگی! »
علافی!
هزار دفعه میرم فروشگاه و خودمو خم میکنم روی فریزر و نوشته های روی بسته بندی ماهی ها را میخوانم . یکی از این هزار دفعه اسم ماهی ها را نوشتم روی کاغذ . کاغذ را بعدا نفهمیدم کجا گذاشتم. کاغذ گم شد ولی نوشته در ذهنم ماند. سرچ کردم یکیشون اسمش تیلاپیا بود یکی هم کابل جاو اولی را با کد تیله +پیاز حفظ کرده بودم دومی را با کد کابل جان (ضمه روی ب)!
خلاصه هی گشتم و گشتم و فهمیدم این کابل جان انگلیسیش میشه کاد.
تیلاپیا هم همان تیلاپیا است و هر دو هم حلال هستند.
اگر فروشگاه های اینجا مثل سوپرهای ایران بود و این امکان نبود که بچرخی و هر چی به چشمت میخوره بخری که واقعا من تا الان خودمو کشته بودم.
سوتی خریدنی هم کم نبوده!کم کم از آنها می نویسم.
الان میفهمم بی سوادی بد دردیه و واقعا آدم کوره! مثلا همین بی سوادی باعث میشه به جای آرد بری پودر نون بخری بعد بیای با کمال اعتماد به نفس حلوا درست کنی بعد یک حلوای خوشبوی کمی شور نصیبت شود!
لينكها به اين نامه
آدرس اين نامه:
http://www.moayeri.ir/cgi-bin/mt334/mt-tb.cgi/644
ارسال نظر
|
نظرات
بارانگاه :
من نفهمیدم...مگه کجا زندگی می کنی؟؟؟؟
بارانگاه - July 4, 2010 8:23 AM
پونه :
سلام خانمی. دوستت دارم شدید. خوشحالم که دوباره داری مینویسی. کاشکی اینجا فرانسه رو خونده بودی. الانcommunictionبه دردت می خوره...
دوستت دارم.فرنیک رو ببوس.
ارادتمند
پونه
پونه - July 6, 2010 3:51 PM