« | صفحه اول نامه‌ها | داغی که می ماند! »


مادرانه...

موقع خوردن شیر، قورت قورت شیری که از گلو توی دلش ریخته میشه کلی آدمو سرحال میاره.
یک حس های نابی که اصلا فکر نمی کردی وجود داره تجربه میشه و این میشه نقطه اوج زندگی
همچین این منحنی بالا میره که حد نداره.( قله زندگی)
حس هایی که یک مرد هیچگاه تجربه نمی کنه
هر چند حس هایی هم هست که یک زن هیچگاه تجربه نمی کنه


 

لينك‌ها به اين نامه

آدرس اين نامه:
http://www.moayeri.ir/cgi-bin/mt334/mt-tb.cgi/606


نظرات

پورپدر :

الان با کلی مثال برای اون خط آخر میتونستم کل معنویت پستت رو خراب کنم ها...
حیف!

 

فريماه :

اي ي ي ي ي ي ي ي ي ي ي جووووووووووووووونم!عاشق اون لحظه هام كه شير و بيخيال ميشه تا فوضولي كنه!از طرف من يه گازش بگير!

 

سارا :

سلام فرنوش جان، سه سال پیش بود که وبلاگت رو می خوندم، بعد دیگه ننوشتی و من هم فراموش کردم عادت وبلاگ خونی رو، حالا بعد از سه سال پیدا کردم اینجا رو، خاطره های خوب همزمان با خوندن وبلاگت زنده شد، ممنون و این جادوی رسانه های نوینه که آدم ها بی خبر از هم خاطره می سازن و خاطره های خوب رو زنده می کنن

 

پویه :

خوبی خانومی؟

 

ارسال نظر





مرا به خاطر بسپار؟

(you may use HTML tags for style)

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007