« دوم آبان هشتاد و هشت | صفحه اول نامه‌ها | پنجم آبان هشتاد و هشت »


ناراحتم و عصباني از دست غولچه!

ناراحتم براي سميه
اصلا براي زن اين دوره و زمانه
كه شوهرها ميگذارند و ميروند
انگار رسم شده
مگر پرنده با يك بال مي تواند پرواز كند؟
ديروز بغض داشتم و بدنم درد گرفت از همه حوادث اخير
و عصباني از دست جناب محمد خان كه اينهمه تقلا كرد كه بيوفتد به دام!
بيا و ببين كه چه كسي حواسش به دلبر محجوب توست!


 

لينك‌ها به اين نامه

آدرس اين نامه:
http://www.moayeri.ir/cgi-bin/mt334/mt-tb.cgi/495


نظرات

ashena :

ایشالا همه اسیران دربند زودتر آزاد بشوند

 

بی بی باران :

باور کن نمیدونم چی بگم روزهای بد و تاریخی خوش به حال اون بچه هایی که اینها را سالهای بعد توی کتاب تاریخ میخونند مثل ما که حمله مغول میخوندیم با کلی غر؛ دریغ از درک رنجی اون مردم بردند

 

ميم :

دلتنگی های آدمی را

باد ترانه ای می خواند ،

رویاهایش را

آسمان پر ستاره نادیده می گیرد ،

و هر دانه ی برفی

به اشکی نریخته می ماند ...

مواظب خودت باش خانومي

 

بانو تمشکی :

خدای من !!

امیدوارم ی همچین چیزی نصیب هیچ کس نشه . .

چقدر سخته . .

امیدوارم سمیه ی عزیز خدا بهش صبر زیادی بده . . و همسرشو بهش برگردونه خیلی زود

 

ارسال نظر





مرا به خاطر بسپار؟

(you may use HTML tags for style)

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007