به خيلي چيزها و خيلي از آدمها فكر ميكنم كه در زندگي من آمده اند و مانده اند يا آمده اند و رفته اند.
بيشتر به آدمها فكر ميكنم به اينكه آيا خطاي من است كه نمي توانم مثل خيلي ها لبخند به لبم باشد و آرزوي نيستي و شكست طرفم را بكنم ؟
اشتباه من است كه از تك تك سيگنالهاي احساسي اي كه طرفم به من ميرساند متوجه اين ميشوم كه چقدر مرا دوست دارد يا چقدر يك آدم ديگر را دوست دارد؟ و با سوالش مي خواهد به كجا برسد؟!
خيلي وقتها دلم ميخواد خدا عمري كه با تو بوده ام را به من باز گرداند يا كسي ديگر جاي تو بود كه مي فهميد در دل من هيچ پليدي اي دوام ندارد، شايد كسي كه قدر بداند!
مهرداد اوستا:
وفا نكردي و كردم، خطا نديدي و ديدم
شكستي و نشكستم، بُريدي و نبريدم
اگر ز خلق ملامت، و گر ز كرده ندامت
كشيدم از تو كشيدم، شنيدم از تو شنيدم
كي ام، شكوفه اشكي كه در هواي تو هر شب
ز چشم ناله شكفتم، به روي شكوه دويدم
مرا نصيب غم آمد، به شادي همه عالم
چرا كه از همه عالم، محبت تو گزيدم
چو شمع خنده نكردي، مگر به روز سياهم
چو بخت جلوه نكردي، مگر ز موي سپيدم
بجز وفا و عنايت، نماند در همه عالم
ندامتي كه نبردم، ملامتي كه نديدم
نبود از تو گريزي چنين كه بار غم دل
ز دست شكوه گرفتم، بدوش ناله كشيدم
جواني ام به سمند شتاب مي شد و از پي
چو گرد در قدم او، دويدم و نرسيدم
به روي بخت ز ديده، ز چهر عمر به گردون
گهي چو اشك نشستم، گهي چو رنگ پريدم
وفا نكردي و كردم، بسر نبردي و بردم
ثبات عهد مرا ديدي اي فروغ اميدم؟
نظرات
سما :
من نمي دونم چي بگم.
معمولا نمي دونم.
يا نبايد گفت
يا نمي شه گفت
يا نمي توان گفت
الان از اون وقتاي نمي توانم گفته.
چند وقتي هست كه وبتو مي خونم
برام بيشتر از وب خونيه
لطفابا خودت خوب باش هميشه
سما - October 21, 2009 8:46 AM
نازی :
سلام. خوبی؟ من این چند روز وحشتناک گرفتار بودم از زمینو هوا برام بارید . کامپیوترمم ویروسی شد اساسی سیستمم ریخت به هم تازه تحویلش گرفتم. تو چطوری ؟ نی نی خوبه؟ منم از نظر احساسی خیلی شبیه تو هستم.
نازی - October 21, 2009 2:54 PM
سما :
منظورم اینه که راجع به خودت و زندگیت انقدر سختگیرانه قضاوت نکن
هیچی تو این وبلاگ منو خسته نمی کنه
همه چی تو نوشته هات آخر روراستیه
همه چی به طرز باور نکردنی خود خود زندگیه
صداقتی که خیلی خوب بلدی چجوری بیانش کنی
من تجربم از تو خیلی کمتره
می دونم شاید خیلی از احساساتت رو اصلا اصلا نتونم بفهمم
چون آدما همه چی رو با معیار تجربیات خودشون درک می کنن
همه اینا یعنی اینکه : می خوام کسی که این همه خوبه هیچ وقت پشیمون نباشه از زندگی و روزهایی که همه شون از اول به دنیا اومدن تا الان باعث شکل دادن به این فرنوشی شدن که من فقط یه ذره باهاش آشنا شدم.
فرنوشی که مثه همه آدما و البته شاید بیشتر از اونا حق داره دلتنگ و خسته و غمگین هم بشه
امیدوارم خوب بیانش کرده باشم
درباره نی نی و خودت یه عالمه آرزوی خوب
گفتنش اونی نمی شه که تو دلمه ولی واقعا منو با دنیایی آشنا کردی که خیلی وقت بود باور نمی کردم وجود داشته باشه
این پست خیلی طولانی شد ببخشید
سما - October 22, 2009 8:08 AM