|
« بيست و پنجم مهر ماه هشتاد و هشت |
صفحه اول نامهها
| جوجه نامه! »
بيست و هفتم مهر ماه هشتاد و هشت
دوست داشتن آدمها حد و مرز نداره شايد اصلا قانوني هم نداشته باشه، البته از ديد من!
خيلي وقتها شده كه دشمنانم را نيز دوست داشته ام! علاقه ام به افراد بر اساس اينكه خصوصيت و خصلت خوب دارند سنجيده ميشود( خوب از نظر من!).
اكثر آدمهايي كه دوستشان دارم از درجه آدميت بالايي برخوردارند كه قلبهايي از جنس شيشه دارند، حالا شايد ظاهري چنان موقر نداشته باشند ولي من چيزي در آنها ديده ام كه هميشه و هر لحظه به يادشان هستم. از اينكه مرا همين طور كه هستم قبول دارند خوشحالم و هيچگاه نقش برايشان بازي نميكنم. خواسته هايم را بدون در نظر گرفتن شرايط برايشان مطرح ميكنم و شريك خلوتهايم هستند.
بعد از يكي از دوستي هايم كه بر اساس ماديات شكل گرفت و به پوچستان و نفرتگاه كشيده شد ديگر توبه كردم كه بر اساس ظاهر يا ماديات با كسي دوست نشوم.
چيزي كه هميشه به آن ايمان داشته ام اين است كه دل به دل راه دارد.
همه اينها را نوشتم كه بگم: پوريا و اميد عزيز هر چند كه اينجا را نميخوانيد ولي دوستتان دارم! نه به دليل كاري كه كرديد بلكه بخاطر اينكه شايد بايد به كساني كه دوستشان داريم بگوييم كه دوستشان داريم!
لينكها به اين نامه
آدرس اين نامه:
http://www.moayeri.ir/cgi-bin/mt334/mt-tb.cgi/489
ارسال نظر
|
نظرات
پور پدر :
نظری است محترم....
پور پدر - October 20, 2009 12:08 AM