|
« غر غر سي شهريوري! |
صفحه اول نامهها
| به مناسبت اول مهر روز بازگشايي خاطرات مدرسه ( قسمت دبستان!) »
سي و يك شهريور هشتاد و هشت
مامان ميگه تو وقتي يه فرشته توي دلت داري بايد همه كارهات فرشته وار باشه!
منم هر كاري ميكنم به اين فكر ميكنم كه فرشته باشم!
ميدونم خيلي بد شدم! يادم مياد اون موقع كه ميديدم بعضي ها كلي غيبت ميكنند و بد هستند همش توي ذهنم اين ميچرخيد كه بيكارند. واقعا اين بيكاري باعث ميشه آدم مزخرف و چندش بشه!
الان كه اينها را مينويسم دور سرم نوري سو سو ميزنه!و كلي چيز ميز ميچرخه!
واقعا از خودم بدم اومده كه اينقدر بد شدم و هرچي دلم ميخواد ميگم!
خدايا لطفا اين فرنوش بد جنس و بد دهنو بگير و خوبشو بده!
خدايا اين فرنوش بي طاقتو بگير و خوبشو بده!
خدايا اين فرنوش خبيث را بگير و خوبشو بده!
خدايا مامان فرنوش راضي بشه كه فرنوش با سليقه كجش براي بچه اش خرابكاري كنه!بعد فرنوش از كارش پشيمون بشه و به غلط كردن بيوفته چون اصلا حوصله كارهاي دستي و با حوصله را نداره! ولي اين كارها براش يه مزيت داره و اون اينكه سرش گرم ميشه و از بد بودن فاصله ميگيره!
آمين بگو كه لال از دنيا نري!
لينكها به اين نامه
آدرس اين نامه:
http://www.moayeri.ir/cgi-bin/mt334/mt-tb.cgi/461
ارسال نظر
|
نظرات
ماه مون :
آمـــــــــــــــیـــــــــــــــن.
اوخیش لال نمی رم از دنیا
ماه مون - September 22, 2009 10:49 AM
رها :
سلام فرشته....
رها - September 22, 2009 2:32 PM
نازی :
سلام فرشته کوچولو. خوبی؟ تو هیچوقت بد جنس نبودی این که دروغه پس جدیدا دروغگو هم شدی؟؟؟؟؟
نازی - September 22, 2009 4:47 PM
سانی :
آمینننننننن :*
سانی - September 22, 2009 7:37 PM