|
« سي ام شهريور هشتاد و هشت |
صفحه اول نامهها
| سي و يك شهريور هشتاد و هشت »
غر غر سي شهريوري!
مامانم بغض ميكنه ميگه هي دل منو ميشكوني!
آخه من چيكار كردم؟ همه چيز به سليقه مامان خريداري شده و سليقه من مزخرف تشخيص داده ميشه!
خب بابا جون من مادر اين بچه ام دوست دارم حداقل دوتا تيكه چيزي كه ميتونم خودم براش درست كنم ولي چون توي فاميل اينطوري عرف نيست حتما سليقه من بده! به نظر مامان همه چيز بايد حسابي باشه و اگر چيزي ارزون باشه نميشه درستش كرد. خب بابا وقتي پشه بند ايكبيري با ربان قشنگ تر ميشه چرا اجازه نميدي ربان بزنم بهش. اصلا تقصير منه! بايد اون پشه بند 80 هزار تومنيه خريداري ميشد تا مامانم آروم بگيره! اصلا من اين پشه بنده را خريدم كه بتونم روش مانور بدم و زشتش كنم!!!!!
فريماه هم غرغر ميكنه كه چرا نميتونه ني ني رو بوس كنه! آخه بابا جون پوست اين شكم كشيده شده،درد ميگيره هي بوس بوس كني جيگرم!
اصلا هيچكي منو دوست نداره!
لينكها به اين نامه
آدرس اين نامه:
http://www.moayeri.ir/cgi-bin/mt334/mt-tb.cgi/460
ارسال نظر
|
نظرات
ماه مون :
الهی کی گفته هیشکی تو رو دوس نداره
همه دوست دارن منم دوست دارم
ماه مون - September 21, 2009 7:39 PM
نازنین :
خرید سیسمونی مشکل همه مامان ها با مامانشونه!!! احتمالا وقتی بخوای برای نی نی ِ نی نی سیسمونی بخری، اونم همین مشکل رو با تو خواهد داشت :)
نازنین - September 21, 2009 10:57 PM
پور پدر :
بی خیال بابا!! خوش باش! D:
ولی بوس رو دریغ نکن از آبجی!
پور پدر - September 21, 2009 11:40 PM
امیر :
آخ که سیسمونی خریدن چه مزخرفه!
امیر - September 22, 2009 11:52 AM
نازی :
سلام بد سلیقه خوبی؟ وای از دست مامانا تو خرید سیسونی. راستی فرنوش میدونی به چی فکر میکنم؟ به اینکه جدیدا خیلی میای تو نت بعد دنیا اومدن نی نی سرت شلوغ میشه نمای اونوقت من چه کنم که اینقدر بهت عادت کردم دلم تنگ میشه.
نازی - September 22, 2009 4:49 PM
مهسا :
واه واه ! خدا به دور چه فاميلاي بدي داري؟
مهسا - September 22, 2009 8:59 PM