|
« نهم شهریور هشتاد و هشت |
صفحه اول نامهها
| دوازدهم شهريور هشتاد و هشت »
دهم شهریور هشتاد و هشت
آخه سوسک خر!!!!!!!!! می مردی یه چند ساعت دیر تر میومدی روی ماشین لباسشویی رژه بری؟
لينكها به اين نامه
آدرس اين نامه:
http://www.moayeri.ir/cgi-bin/mt334/mt-tb.cgi/427
ارسال نظر
|
نظرات
نحیف :
ای سوسک پدر سوخته، شاید اومده بوده اونم نی نی رو ببینه :)
نحیف - September 2, 2009 3:15 AM
ماه مون :
حالا نکه تو کشتیش.
خانم سوسک می بینه در می ره بعد می یاد مطلب برا سوسکه می نویسه .
ولی فرنوش عجب سوسک چاق و چله ای بود سوسک های طرف ما لاغر مردنی هستن.
شاه سوسکی بود برا خودش :D
ماه مون - September 2, 2009 8:58 AM
میم در محاق :
بیچاره رو احتمالا شستی؟
میم در محاق - September 2, 2009 4:53 PM
دالتون :
بیچاره رژه نمیرفت که مثل بچه خر وایساده بود شاخکاشو تکون میداد
دالتون - September 3, 2009 3:45 PM
نازی :
سلام . دقیقا این اتفاق برای من وقتی 2 ماهه حامله بودم افتاد با این تفاوت که در اتاق خواب رویت شد منم اینقدر که جیغ کشیدم داشتم سکته میکردم.
نازی - September 4, 2009 10:31 AM