« نهم شهریور هشتاد و هشت | صفحه اول نامه‌ها | دوازدهم شهريور هشتاد و هشت »


دهم شهریور هشتاد و هشت

آخه سوسک خر!!!!!!!!! می مردی یه چند ساعت دیر تر میومدی روی ماشین لباسشویی رژه بری؟


 

لينك‌ها به اين نامه

آدرس اين نامه:
http://www.moayeri.ir/cgi-bin/mt334/mt-tb.cgi/427


نظرات

نحیف :

ای سوسک پدر سوخته، شاید اومده بوده اونم نی نی رو ببینه :)

 

ماه مون :

حالا نکه تو کشتیش.
خانم سوسک می بینه در می ره بعد می یاد مطلب برا سوسکه می نویسه .
ولی فرنوش عجب سوسک چاق و چله ای بود سوسک های طرف ما لاغر مردنی هستن.
شاه سوسکی بود برا خودش :D

 

میم در محاق :

بیچاره رو احتمالا شستی؟

 

دالتون :

بیچاره رژه نمیرفت که مثل بچه خر وایساده بود شاخکاشو تکون میداد

 

نازی :

سلام . دقیقا این اتفاق برای من وقتی 2 ماهه حامله بودم افتاد با این تفاوت که در اتاق خواب رویت شد منم اینقدر که جیغ کشیدم داشتم سکته میکردم.

 

ارسال نظر





مرا به خاطر بسپار؟

(you may use HTML tags for style)

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007