|
« هشتم مرداد هشتاد و هشت |
صفحه اول نامهها
| دوازدهم مرداد هشتاد و هشت »
دهم مرداد هشتاد و هشت
*دیروز تولد مامانم بود!
مامان مهربونی که توی دنیا لنگه اش پیدا نمیشه. امیدوارم که همیشه سالم و سلامت و دلشاد باشه و منم در کنارش باشم و البته اذیتش نکنم!
مامان جونم خیلی دوستت دارم!
*امروز بعد از کار رفتم نانوایی سنگکی. خانومی که پشت سرم بود بهم میگه چی بخورم چی نخورم و کلی هم بهم تبریک میگه.یه حس قشنگ سراسر بدنمو پر می کنه و از اینکه به نی نی توجه شده خوشحالم! آخه دیگه این نی نی رو نمیشه بیش از این قایمش کرد!
امروز هم دو تا از شاگردهای قدیمیم انقدر ذوق میکنن که یکیشون دلش خواست دست بکشه به دلم. توی یه کتاب خوندم که اصلا از اینکه یکی بخواد دست بکشه به دلتون نباید ناراحت بشید آخه انگار توی این شرایط یه آهنربای قوی توی دل آدم است و نا خودآگاه همه جذب میشن و دوست دارند لمسش کنن. راستش من اصلا ناراحت نشدم و کلی هم قند توی دلم آب شد!
در نتیجه نی نی امروزسه تا ارتباط با دنیای بیرون داشت که حتما کلی هم انرژی مثبت گرفته و برای خودش رقصیده!
لينكها به اين نامه
آدرس اين نامه:
http://www.moayeri.ir/cgi-bin/mt334/mt-tb.cgi/396
ارسال نظر
|
نظرات
نازی :
وای قربون اون نی نی برم. حالا دخمله یا پسر؟
نازی - August 2, 2009 11:27 AM
ماه مون :
تولد مامان جونت مبارک
ایشالا سالهای سال با تندرستی کنار شما باشه.
.
این نی نی کی می یاد این دنیا
اسمش چیه ؟
فضولیه دیگه خواهر
خیلی مراقب خودت باش.
خرما زیاد بخور بچت صبور میشه
ماه مون - August 2, 2009 12:16 PM