|
« چقدر زيبا مظلوم ميشوي و چقدر زشت ظالم |
صفحه اول نامهها
| عروس تعریفی گوز.و میشه!باور نداری؟ به این ور اون ورت نگاه کن! »
تو با شوق رنگ سبزي كه براي آشپزخانه در نظر گرفتي را به من نشان ميدهي و من عاشقت ميشوم به همين سادگي!
مهم نيست كجا باشي يا اينكه كارت چقدر مهمه، وقتي خودتو تو حالت خواب قرار بدي ، ميري اون دنيا. دنياي كابوسها. دنياي سياه و سفيدي كه هم بدنت آنقدر بي حسه كه نمي تونه ازش خارج بشه و هم سرت پر از باد.اگر تجربه اش را نداري يكدونه قرص آزيترو مايسين بنداز بالا و حالشو ببر.
• دلم كه برات تنگ ميشه ، اتوماتيك وار مياي بخوابم ! از اينكه اينقدر پسر خوبي هستي ازت ممنونم! فعل بودي را استفاده نمي كنم چون فكر ميكنم هنوز هم هستي.
• چطوري قلب بعضي ها از سنگه؟
• مهم نيست كي هستيم كجا هستيم چي كار مي كنيم يا اخلاقمون چيه .وجه اشتراكمون اينه كه به همه چيز عادت مي كنيم.
• امروز كه توهم زده بودم بابامو دم در آسانسور ديدم با اون اوركت كرم رنگش.
• ميشه يه چند ساعتي ساعت بره عقب؟ دلم نور خورشيد ميخواد.
• پاييز امسال داره خفه ام ميكنه از بس كه سرد و تاريكه.
• ايكاش ميشد از چيزهايي كه دوست دارم هر روز يكيشونو داشتم حتي به اندازه يك روز!
• دخترهامون با نداشتن خواستگار توسري ميخورن و هر روز شماتت ميشن و پسر هامون راست راست راه ميرن و اگر هم موردي را انتخاب كرده باشند 98 درصد زن مورد نظرشونو نمي گيرن.
• همه جا يك جورايي خر تو خره. آهاي منم اينجام !
• مرتيكه با اون كله كچلش و صورت چند تيغه اش از توي اون آينه وانتش كه اندازه آينه ميز توالت منه هي داره نگاه ميكنه. هي نگاه ميكنه . هي نگاه ميكنه. هي نگاه ميكنه. آخه گلوله اعتماد به نفس بچسب به قيافه زنت نيگاه كن!اول صبحي دوست ندارم ياد سيراب شيردون بيوفتم.
لينكها به اين نامه
آدرس اين نامه:
http://www.moayeri.ir/cgi-bin/mt334/mt-tb.cgi/360
ارسال نظر
|
نظرات
nazi :
عزیزم فراموش نکن من و تو متولد همین پاییز دلگیرو غو انگیزیم.
nazi - November 5, 2008 1:39 PM
امیر :
همه قشنگیه پاییز به سرد و تاریک بودنشه.
*
اون راننده وانت خیلی جالب بود. گوله اعتماد به نفس!!!!ای ول!
امیر - November 10, 2008 3:29 PM
سمیرا :
سلام فرنوش جان
امیدوارم که شاد و سرحال باشی
چرا پس دیگه به ما سر نمیزنی
بای بای
سمیرا - November 24, 2008 7:46 PM