|
« نامه اي قديمي براي پدرم در روز تولدش |
صفحه اول نامهها
| من از پنجره زندان زن را ميبينم! »
اكسير
لاك ميزنم
بوي لاك مستم ميكند همانطور كه بوي بنزين!
فكر ميكنم؛
كه آيا ميشود اكسيري پيدا كرد كه قلب هايمان را به يكديگر نزديك كنيم و قلبهايمان در يك شبكه بتپد؟
شبكه اي كه فقط و فقط مال خودمان باشد؟ بدون هيچ هكر و ويروسي؟
اَ ه !
روي پا لاكي ميشود دقيقا همان جايي كه ديروز وقتي قالب يخ از دستم در رفت پوستش كنده شد و حالا بايد با استون داغدارش كنم.
برق ميرود.
بي خيال استون مالي ميشوم و دلم به حال پايم مي سوزد. تا وقتي زخم خوب بشه هم ميشه لاك را پاك كرد.
دلم هوس چت كردن داره ولي برق مي گويد كه صبر كنم،يك ربع نشده برق مي آيد. معجزه هاي اينطوري در زندگي ام زياد ديده ام ولي نمي دانم چرا اكسير پيدا نميشود.
چت مي كنم با هر كسي كه مي آيد، اوه چقدر آشناي قديمي! چقدر خاطره! چند وقت بود نَچَتيده بودم!
اينترنت!
و عادت جديد من بعد از تو شده اينترنت!
شايد بايد به اينترنت حسادت كني!
شايد اصلا به فكر من نباشي!
شايد آنقدر مشغوليات داري كه به عادت من نمي رسي!
خب مهم نيست.
البته تقصير تو نيست
تقصير من است كه به هر چيز و هر كس عادت ميكنم
بد عادت، كنه، سيريش
به پاهايم نگاه ميكنم ولذت ميبرم شايد اين لذت مال تو بود كه من بردم!
از چت خسته ميشوم
چند تيليف و بعد ماشين روشن ميشود به مقصد ناكجا آباد!
نا كجا آباد را دوست دارم
لازم نيست به نا كجا آباد عادت كنم فقط كافيست بخواهمش
لينكها به اين نامه
آدرس اين نامه:
http://www.moayeri.ir/cgi-bin/mt334/mt-tb.cgi/357
ارسال نظر
|
نظرات
نازی :
سلام خیلی خوشحالم که دوباره نوشته های قشنگتو میخونم از ته قلب دوستت دارم
نازی - September 9, 2008 12:59 PM
فريور :
سلام
به به
بازم برامون قصه بگو شهرزاد
فريور - September 10, 2008 1:12 AM
فريور :
سلام
به به
بازم برامون قصه بگو شهرزاد
فريور - September 10, 2008 1:14 AM
احسان :
سلام
خیلی خوشحالم که نامه های قدیم داره دوباره نوشته می شه خواهر جون
احسان - September 11, 2008 12:32 PM
میم :
عبور بايد كرد
صداي باد ميآيد ...
میم - September 12, 2008 2:26 PM
طه :
آخیش خیالم راحت شد...
طه - September 12, 2008 5:54 PM
یکی مثل همه :
خب اینه 18 سالگی های ما...
یکی مثل همه - September 13, 2008 6:49 AM
Ye Aalame Harf :
لاک زدنو دوست دارم خیلی ولی حوصله لاک زدنم ندارم........... شاید باید صبر کرد
Ye Aalame Harf - September 13, 2008 8:30 PM
م س ا ف ر :
خوشحالم که تصمیم گرفتید دوباره بنویسین.
م س ا ف ر - September 15, 2008 3:36 AM
جواد :
سلام
وب خوبي داري به منم سري بزن خوشحال ميشم
باي
جواد - October 27, 2008 3:09 PM