|
« |
صفحه اول نامهها
| »
باچندتا از همكلاسيهاي دبيرستان و پيش دانشگاهي دو تا پنجشنبه پشت سر هم داريم ميريم به دامن طبيعت. هفته پيش پارك كوهسار و اين هفته بوستان گفتگو. از شمال و غرب تهران دور هم جمع ميشيم و كلي مي لُمبونيم! و البته جزئي هم ورزش ميكنيم.خوبه و خوش ميگذره. مثل عكس نديده ها هم هر كدوم يك دوربين دنبالمونه و داريم از همديگه عكس ميگيريم، البته من نه. من پاي ثابت تمام عكسهام و كلي ژست و فيگور از خودم در ميارم.
امروز همگي به اين نتيجه رسيديم كه خيلي بزرگ شديم . 27 سال زندگي شوخي نيست. داريم به لبه پرتگاه نزديك ميشيم. واي نه! تورو خدا نه! من ميخوام 20 ساله بشم!( اين حرفو توي دلمون ميزنيم!) هر چند هنوز كودكيم!!!
وقتي توي اين جمع ميشنويم كه يكي بچه دار شده شاخ در مياريم درصورتيكه اگر فقط چهل سال قبل به دنيا اومده بوديم از اينكه يكي بچه دار نشده باشه شاخ در مياورديم.
اين بي ميلي به بچه دار شدن انگار يكجور اپيدميه!
لينكها به اين نامه
آدرس اين نامه:
http://www.moayeri.ir/cgi-bin/mt334/mt-tb.cgi/348
ارسال نظر
|