« زمستان است | صفحه اول نامه‌ها | »


بين من و تو خيلي هم فاصله باشه بازهم خاطرات كودكيمون از ما، ما ميسازه غم نخور!

امشب يك سري زدم به موتور خونه خونه بابام اينها.
يك دوچرخه،‌ غريب افتاده بود كنار مخزن آب
يك نگاه سرسري بهش كردم
بعد بلند خنديدم و بهش گفتم:
تو اينقدر كوچولو بودي؟
خاطرات كله شق بازيهام و عشقم به اون يادم افتاد
همون عشقي كه باعث شد نحيف يك سال برام يك دوچرخه بخره ولي هيچ وقت ديگه عالمي كه با تو داشتم تكرار نشد.
همون دوچرخه كه وقتي لنگهامون دراز شد آرزو كرديم ايكاش اونهم بزرگ ميشد
ولي اينطور نشد و اون همون قدر باقي موند و ما گنده شديم
چقدر بد كه بزرگ نشد و
چقدر خوب كه بزرگ نشد چون اگر بزرگ ميشد ديگه خاطراتمون اينقدر شيرين نبود و يادي از كودكيمون زنده نمي شد.
مسخره است كه با تك تك لحظات كودكيمون يك تلنگري بهمون بخوره و دلمون بگيره كه ديگه اون دوران تكرار نميشه.
كلي آدم توي بچگيمه كه تصويرشون ايكاش همونطوري مي موند توي ذهنم. ايكاش هيچكسي پير نمي شد. ايكاش عشقها دوستيها را كمرنگ نمي كرد. ايكاش هنوز بچه بوديم.
حالا با تجديد ديدار با دوچرخه قرمز رنگ كلي دلم گرفته و كلي هم گريه كردم.نمي دونم آدمهاي اون دوره را ببينم چيكار ميكنم!


 

لينك‌ها به اين نامه

آدرس اين نامه:
http://www.moayeri.ir/cgi-bin/mt334/mt-tb.cgi/333


نظرات

فریماه :

ای بابا!ننه دلمو خون کردی

 

سیما :

فرنوش جان همین حسی که این خاطرات دیگه دست یافتنی نیستند، این که حتا با دیدن اون آدم ها دیگه اون حس رو نداری، همین دور از دسترس بودنه که اینقدر شیرینش می کنه.

 

فریور :

سلام عجب سبک منحصر به فردی در نوشتن دارید واقعاً مطالب شما خوندن داره حالا هم به خاطر محتوا هم به خاطر سبک نوشتاری خلاصه کلی جالب بود من که خودم یه پا وبگرد الاف به حساب میام زیاد با یک هم چین نوشته هایی برخورد نمی کنم ظاهراً شما از دوران خردسالی وبلاگ نویس قهاری بودین و زوایا و خفایای هفت کتل این سرویسهای نوشتاری وبلاگی رو یک دور ختم به کل کردین البته همین که به جای وبلاگ از سایت بهره می جویید خودش حای خرسندی داره چرا که حداقل مطالبتون حفظ می شه و مثل این وبلاگها انشاءالله ناگهان به فنا فی الله نمی ره خوب فکر کنم چونه نوشتاریم گرم شده و الان لازم یکی من رو از برق بکشه تا تمام سیستمهای صوتی و تصویری شهر دچار اختلال تشده و جنگ جهانی سوم راه نیفتاده و نره برابری دلار در مقابل یورو دچار نوسان نشده از خوندن سایتتون ( یا به قول بچه های فرهنگستان پایگاه شبکه ای جهانی تون ... ! ) خیلی مشعوف گشتم اگر عمری باقی بود باز هم سر می زنم

 

آدم :

:(

 

باد صبا :

آن ها را هم كه ببيني گريه مي كني.

 

هادی :

من هم یه همچین دوچرخه ای دارم که اون هم بزرگ نشد، اما پیر شد، خیلی پیر!
برای آدمای اون زمونا دلم تنگ شده ولی نه برای الان اون آدما... احتمالاً چون ما آدمیم و بزرگ شدیم.
...
دوست دارم به کودکی برگردم.

 

مریم :

سلام
وبلاک قشنگی که زیبائی اش را به احساس پاک و صداقت نویسنده اش مدیون است
موفق باشید

 

Moeeni :

خیلی عالی نوشتین ... دلم برای دوچرخه آبیم تنگید!

 

diba :

سلام - امسال دنبال مراسم شام غریبان نیستی باز آدرس بدم بیای از پشت در برگردی؟

 

ارسال نظر





مرا به خاطر بسپار؟

(you may use HTML tags for style)

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007