|
« به خدا ميگويم دريا موجه! |
صفحه اول نامهها
| پاييز نامه! »
نمي دونم اين تربيتمه كه باعث شده براي كوچكترين و بزرگترين چيزها و حتي براي دشمنم هم غصه بخورم يا اينكه ذاتمه يا ... البته برعكسش هم صادقه مثلا از موفقيت و شادي ديگران شاد ميشم! آخه يكي نيست بگه به تو چه مربوطه!
ولي خب اين رويه و نگرش از من جدا نميشه يا شايدم خودم نمي خوام از خودم جداش كنم.
--
شبهاي قدر براي من يك جوري ميگذره براي تو يك جور و براي اونيكه به اين چيزها اعتقاد نداره يك جور ديگه ولي اعتراف ميكنم كه تا حالا يك شب قدر خوب نداشتم. يعني اگر من به شناسنامه هم مسلمون باشم از اين فرصتي كه گذاشته شده هيچ بهره اي نبرده ام.. تازه به اين نتيجه ميرسم كه معني اينكه بايد يك زماني را درك كرد يعني چه. اگر درك كردي اين شبها را براي من هم دعا كن كه درك كنم اين شبها را .به شبهاي قدر به عنوان يك فرجه نگاه ميكنم و فكر مي كنم كه چقدر خدا مهربونه كه به ما فرصت ميده ولي هيچ وقت نتونستم ازشون استفاده كنم و زودتر از شبهاي ديگه خوابم ميگيره. نمي خوام بگم كارم درسته ولي دوست دارم هر چيزي كه به سمتش حركت ميكنم را درست انجام بدم.
--
كارهايي مثل دروغ و غيبت و خشم و كينه و حسد و افترا ، بلاي جون روح آدمه. كمترين چيزي كه از خدا ميخوام اينه كه اين اعمال ازم سر نزنه!
خدايا شرمنده دوستهام شدم كه برام اس ام اس زدند كه دعاشون كنم! با چه رويي اين دلي كه توش خشمه ميتونه براي كسي دعا كنه؟
لينكها به اين نامه
آدرس اين نامه:
http://www.moayeri.ir/cgi-bin/mt334/mt-tb.cgi/292
ارسال نظر
|
نظرات
Moeeni :
من اس ام اس نمیزنم کامنت میگذارم: التماس دعا
Moeeni - October 1, 2007 7:57 AM