|
« زلزله! |
صفحه اول نامهها
| »
30
مريضي اي به نام عادت كه بياد به سراغت يعني كه داري به 30 نزديك ميشي!
حالا ديگه داروخانه اي ميدونه كه من هر سه هفته يكبار ميرم كه ازش دهانشويه بخرم!
بهترين لحظات جونيم داره توي گنگي و دلهره و غصه خوري و مسخره بازي صرف ميشه!
لينكها به اين نامه
آدرس اين نامه:
http://www.moayeri.ir/cgi-bin/mt334/mt-tb.cgi/251
ارسال نظر
|
نظرات
بی بی باران :
عزیزم همه با با این مشکا هدر دادن لحظات درگیریم
بی بی باران - June 19, 2007 11:54 PM
nasim :
چرا اين حرفو مي زني فرنوش ؟ به خودت ايمان داشته باش . جووني قشنگ تو داره توي لحظه هاي ناب با هم بودنتون و تلاش براي شدن مي گذره . نه ؟ غمگين نباش و تعميم كلي نده خستگي هر از گاهتو به كل زندگي شاد و شيرينت .
nasim - June 20, 2007 12:26 PM
امیر :
خوب الان بهترین وقت برا این چیزاس. چون وقتی پیر بشی ( البته خانمها هیچ وقت پیر نمیشن!) حوصله بی حوصلگی و خستگی رو هم نداری. پس از همینها هم لذت ببر.
امیر - June 20, 2007 6:50 PM
مازی :
عادت می کنی... همه عادت می کنیم
مازی - June 21, 2007 6:23 AM
فروغ :
عادت موجود وحشتناکیه . حس زندگی رو نابود می کنه ... این روزمرگی ها خوره ی زندگی آدمه . اما اینم می دونم خیلی نمی تونیم بر این عادت ها فائق بشیم و ...
محکوم به این روزمرگی ها هستیم . محکوم به این عادت ها و تکرار و تکرارها هستیم ...
فروغ - June 21, 2007 9:14 AM
امير حسين :
فرنوش خانم اگه همين طوري ادامه بدي،10سال ديگه بايد هر هفته 3بار براي خريدن دهانشويه به داروخانه بري.فكر نميكني خيلي زوده؟؟؟
امير حسين - June 21, 2007 11:45 AM
احسان :
من مطمئنم كه اين دوران تموم مي شه .و با صبوري كه از تو سراغ دارم به دوران روبه بهتر نزديك تر ميشي
اميدوارم در كنار داداشي دوران خوبي رو بگذرونيد و همه روزهات روزهاي شادي و خوشي باشه . خواهر مهربونم
احسان - June 22, 2007 6:56 PM
zahra :
تازه سي كه تموم بشه آغاز نزديك شدن به چل چليه!:)
zahra - June 22, 2007 9:06 PM
سعید :
منم...
سعید - July 29, 2007 5:58 PM