|
« عيدتون مبارك! |
صفحه اول نامهها
| sin »
مرگ يك فرشته
يك خيابون به نام گيشا
يك كوچه به نام يازدهم
يك خونه با پلاك مهر
با جواب آيفون هميشه گل از گلم ميشكفت
به همه اونهايي كه شماره موبايلشونو دارم اس ام اس عيدي ميزنم.
روي فاميليت درنگ مي كنم
و با ترديد مي خوام كه زنگ بزنم
ولي
لعنت به اين موبايل كه تو را از ارتباط كلامي با اونهايي كه بايد به تلفن خونه شون زنگ بزني انداخته و ترجيح ميدي كه فقط به اونهايي كه موبايل دارند اس ام اس بزني
پشيمونم كه زنگ نزدم
اولين پشيموني بزرگ امسال
يادم نمياد كه مردي به تميزي و نوراني اي تو ديده باشم
مردي كه هيچ ادعايي نداشت
مردي زلال از جنس شيشه
خدا بيامرزدت
سراغ همه دوستان و آشنايان را ميگرفتي و بي هيچ غرور و خود بزرگ بيني اي به تمام كوچكتر از خودت سلام مي رساندي
چقدر دلم گرفت كه در اين بهار مردي از جنس بهار رفت
چقدر دلم از كميابي تو گرفت
چقدر قلبم از حماقت خودم به درد آمد
و راستي
چه زود دير ميشود
لينكها به اين نامه
آدرس اين نامه:
http://www.moayeri.ir/cgi-bin/mt334/mt-tb.cgi/189
|
نظرات
زهرا :
هميشه دلمون مي گيره از رفتن آدمهاي نوراني اطرافمون ... فكر دلتنگي خدا را نمي كنيم...
زهرا - March 26, 2007 11:39 AM
آدم :
سلام خواهر
عیدتون مبارک
راستی من هنوز شام نخوردما
:(
http://adam.ir
http://adam.aminus3.com
آدم - March 26, 2007 2:10 PM
فریماه :
خدا بیامرزتش!
فریماه - March 26, 2007 8:42 PM
شمان :
و راستي
چه زود دير ميشود :(
شمان - March 27, 2007 2:50 PM