« كمك نامه | صفحه اول نامه‌ها | عادت »


تعرض نامه

ما مونث هستيم؛

يا دختر خونه ايم

يا زن يك بخت برگشته

يا مادر تعدادي فرزند.

يا شاغليم يا خانه دار،‌ كه در هر دو صورت اگر بخواهيم از

صندوقخانه خانه مان پا فراتر بگذاريم و آفتاب مهتاب را ببينيم

1-يا بايد پياده روي كنيم

2-يا بايد سوار اتوبوس شيم

3-يا بايد سوار ميني بوس شيم

4-يا بايد سوار تاكسي و مسافر كش شيم

5-يا بايد با هزار ترفند از باباجون يا شوهر جون يا بقال سر
كوچه! ماشين را دو در كنيم و برويم دَدَر.

در همه موارد ذكر شده در بالا هر كدام به نحوي ما مورد

تعرض قرار ميگيرم:

1-وقتي داري پياده ميري بلا استثنا يكي از خيل عظيم

مردان كثيف ( فقط بخش كثيف .من با آقايون متشخص و با

فرهنگ كاري ندارم!) تمام بدنت را حاظر و غايب مي كند

و خدا نكند كه ديرت شده باشد و مجبور باشي بدوي كه در

آن حال حتي پير مرد 140 ساله اين گروه نيز سر تا پايت

را اسكن ميكند.

2-وقتي سوار اتوبوس ميشي مخصوصا وقتي كه شلوغ باشه

و مجبور باشي در دالان بين در تا اولين رديف صندلي

بايستي،‌ محال است كه دستي يا به بهانه گرفتن ميله حائل

بين قسمت مردانه و زنانه و يا به جهت مهرباني و نوازش

،شما را لمس نكند( اصولا قانونش اين است!).

البته اگر هم اتوبوس زياد شلوغ نباشد بالاخره چند نفر از

مذكران تازه از دهات آمده وجود دارند كه چشم در چشم

شما مي دوزند و شما را در روياهايشان با خود مجسم مي

كنند و وقتي كه از اتوبوس پياده ميشوي تا آخرين پله با

نگاهشان شما را بدرقه مي كنند ودردلشان مي گويند: به ننه

ام مي گم بياد خواستگاريت. ولي به محض اينكه شما پياده

شديد و اتوبوس تكاني خورد تا حركت كند،‌ چشم غضنفر

پدر يكي ديگه را در مي آورد.

{البته خيلي وقتها نيز اين كار شريف توسط افغاني ها يا
سربازان وطن انجام ميشود }

3- از تعرضات داخل ميني بوس هم اگر بگذريم خيلي بهتر

است چون در صورت شفاف كردن اين مساله ممكن است

در وبلاگ تخته شود. شما از ما نشنيده بگيريد ولي آمار

نشان داده كه كودكاني……………متولد شده اند.

4- چه تاكسي چه ماشين هاي مسافر كشي هيچ كدوم امنيت
نداره . حداقل هر مونثي يك بار مورد تعرضات چهارچرخه
اي قرار گرفته،‌ شك نكنيد چون حتما براتون اتفاق افتاده و

يادتون نيست،‌ مخصوصا قبلا كه جلو دو نفر مينشست و وا

اسفا اگر شما وسط مي نشستيد و راننده نا خودآگاه دوست

داشت هي دنده عوض كند.

5- راستش دليل اصلي اي كه اين پست را نوشتم همه اش به

خاطر اين شماره 5 بالا بود. نمي دونم چرا اكثر آقايون
وقتي يك خانوم را در حال رانندگي ميبينن يك جوري بايد

عكس العمل نشون بدن. چيزهايي مثل متلك انداختن و

چسبوندن ماشينشون به ماشين آدم خيلي عادي شده ولي اينكه

بخوان بهت فحش بدن بدون اينكه كاري كرده باشي خيلي

براي آدم گرون تموم ميشه و اينجاست كه واقعا آدم حس بي

پناهي ميكنه و تو بخاطر اين كار اون آدم نمي توني از هيچ
جا حقت را بگيري.

امروز نزديكي هاي ميرزاي شيرازي بودم و توي يك كوچه

يك طرفه و تقريبا در انتهاي كوچه بودم كه دو ماشين

خلاف وارد كوچه شدند و من هم تا اواسط كوچه دنده عقب

داخل يك جاي پارك رفتم تا ماشين ها رد بشن . ماشين ها رد

شدند و من هنوز توي جاي پاركم بودم، موتوري از كنارم
رد شد و مردي كه ترك موتور نشسته بود شروع كرد به

فحش دادن به من و هي ميگفت :هش هش… و البته راننده
موتور هي مي خنديد.

با تعجب نگاهش كردم و باز اون با حركت دستش بهم فحش

مي داد و مي رفت . از پارك در اومدم و داشتم مسير خودم

را ميرفتم كه ديدم باز هم مردك به عقب بر گشت وبه من
فحش داد. من هم گازيدم و خودم را به پشت موتور رسوندم
و باز هم مردك كار خود را تكرار مي كرد و مي گفت اگر

راست ميگي بيا بزن به موتور، و باز هم فحش ميداد .

خلاصه كه به ميرزاي شيرازي رسيدم و موتور از بين

جدولها به اون طرف خيابون رفت و باز هم ترك نشين در

حال فحش دادن به من بود و من هم بر خلاف ميلم يك فحش

آبدار بهش دادم .خلاصه كه كلي عصبي شدم و نفهميدم كه

به چه دليلي كلي فحش آب نكشيده نثار من شد. اگر در

حركت بودم شايد فكر ميكردم حواسم پرت شده و يك جوري

موتوري را ناديده گرفتم و اونهم خواسته بگه كه داشتي ما

را به كشتن ميدادي ولي وقتي ماشين در حالت توفق آنهم

توي جاي پارك بوده چه دليلي داشت كه مردك بخواهد فحش

كاري ام بكند.

حس خيلي بدي تمام وجودم را گرفته بود و ياد سيما جون(

باربا ماما) و قضيه آن مردك ديوانه و سكوت پليس افتادم.

*راستي چقدر راحت مورد تعرض واقع ميشويم و چقدر

دستمان از گرفتن حقمان كوتاه است و به غير از خدا آيا

جايي وجود دارد كه وقتي در ماشين خودت هستي و به تو
تعرض ميشود حقت را بگيري؟

* اگر ميشه دوباره پست قبليم را بخوانيد( كمك نامه)


 

لينك‌ها به اين نامه

آدرس اين نامه:
http://www.moayeri.ir/cgi-bin/mt334/mt-tb.cgi/175


نظرات

مانا مهر :

فرنوش بانو! می فهمم تمام اینها را....جامعه مردسالار است و بی قانون...ما هم باید برای هر چیز بجنگیم تا شاید راهی باز بشه..سخته و دردناک!راستی دلم می خواست امروز تو جلسه می دیدمت ، گفتم شاید با آقای همسر اومده باشی...

 

آدم :

سلام خواهر
این مطلب چقدر طولانی بود
ولی خدایی راست گفتی
اما اکثر خانوما هم جبران می‌کنن
مردا هم بعد ازدواج به چنان ذلالتی می افمتن که عقده ای میشن و از این کارا می‌کنن

 

امیر :

دقیقا" داشتم تجسم میکردم دونه به دونه اون حالات رو. همینیه که شما میگید. نمیدونم خاصیت مرد بودنه یا ایرانی بودن یا هر چی ولی هست!
در مورد اون پست پایین هم دارم سعی میکنم به یه جای مطمئن معرفی کنم. اشکالی نداره؟

 

بي تا :

من هم یاد همه اون لحظه ها که برای خودم اتفاق افتاده افتادم و حسابی حرص خوردم.

 

باران :

بارها و بارها این اتفاق برام افتاده و من فقط حرص خوردم. هیچوقت هیچ کاری از دستم بر نیومده. اما شده تا پای تصادف هم برسم هیچوقت اجازه نمی دم یه آقا بهم راه نده یا جلوم بپیچه. یه راه حل جدید هم یکی از دوستام بهم پیشنهاد داده. اگه راننده آقایی رفتاری در حد شعور خودش کرد فقط بهش لبخد بزن آی یه جاش میسوزه

 

آدم :

چرا دعوام می‌کنید؟
:(

 

م س ا ف ر :

شما فقط نباید خودت رو ببینی که.همونطور که توی مردها بی شعور و بی فرهنگ هست توی...
بگذریم.
چقدر هوا خوبه

 

یاسر :

salam
lotfan be gmaile khodetoon moraje'e konid

 

مرغ دريا :

حالا كه مي گي هيچ حركتي نمي كردي و ماشين پارك بوده ، حتما جا پارك موتوري رو گرفته بودي .
اونجا سبدي ، آجري نذاشته بودند كه نشون بده جاپارك قبلا رزرو شده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
امان از دست اين جنس از بشر.....

 

ز.آ :

سلام
اول بگم كه آدرست تغيير كرده چرا نمي گي؟!
بعدش هم فرنوش عزيز، مي دونم چي مي كشي كه من مونثي هستم از همين ديار ، ولي مي دوني كجاست كه آدم فكر مي كنه ديگه تحمل نداره ؟ جايي كه يه آقايون باشخصيت! كه از جايگاهشون خيلي مطمئنند يه وقتي يه جوري بهت نگاه كنند كه اگه آمادگيشو نداشته باشي حتما يه سكته ناقص هم ميزني...
فرنوش جان هستند زناني كه از طرف كساني كه دوستشان دارند به زن بودنشان توهين مي شود در ظاهري ديگر.
و نمي داني چه غنيمتي است اگر نگاهي محترم بيابي.
خوش باشي .

 

طرقه :

سلام.من با ز.آ بدجوري موافقم.وقتي فكر ميكني آدمهايي كه دوستشان داري وبه ظاهر به تو احترام ميگذارند گاهي چه وحشتناك با رفتارشون گند ميزنن به شخصيت انسانيت نميدوني چه كني؟؟؟؟!!!!!!!!
راستي اسم من هم سيمااست.نكنه حادثه اي كه براي من پيش آمد ميگيد.1بار كه ميخواستم از فروشگاه خريد كنم هنگام پيچيدن از قضا رو دست 1 آقايي پيچيدم اونم نا مردي نكرد دنبالم تا داخل پاركينگ آمد هر چه فحش بلد بود داد و به سمتم حمله كرد كه من رو بزنه و شيشه هاي ماشينم رو خورد كنه................

 

م ج ي د :

بيچاره سربازها :(


فرنوش: پسر خاله عزيزم ،‌ منظورم برخي از سربازهاي نيروي گاگولي بود. به جون خودم.

 

ما ... :

چقدر خوب توصيف ميكنيد
مشابه اين را من هم ديده ام
احتمالا مردك فكر ميكرده كه حق خودش است كه پشت فرمان ماشين بشيند
و شما حقش را خورده ايد
اصلا چه مفهومي دارد كه توي مملكت مردها
يك خانم پشت ماشين بشيند و يك آقا ترك موتور سوار شود
از حسادت بوده و حماقت
به دل نگير
به قول ناپلئون بناپارت مرحوم
روي كره زمين
تنها چيزي كه هرگز پاياني براي آن وجود ندارد
حماقت آدم هاست
مردها هم كه ديگه تكليفشون اين وسط معلومه

 

اروس :

متاسفانه همین طوره که می گین! به همهء اینها متلک ها ی ناجور و تنه زدن های شتری هم اضافه کنین!

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007