|
« |
صفحه اول نامهها
| تشكر نامه »
من چه غرغرو شدم!
دنياي قشنگي نيست. هر كسي هر جوري كه بخواد رفتار ميكنه. بيشتر ارزشها با اينكه شناخته شده هستند ولي به كار گرفته نميشن.
شما فكر ميكنيد با آدمهاي زير چجوري ميشه برخورد كرد يا از دستشون به كي ميشه شكايت كرد؟
پدري كه بين بچه هاش فرق زيادي ميذاره؟( تو كجاي اسلام تبعيض اومده؟ راستي اصلا تو مسلموني؟ شايدم كوپني مسلمون شدي!!! كه البته احتمال اين خيلي زياده)
پدري كه با منت با بچه هاش برخورد ميكنه؟( علط ميكني بچه مياري بد ميرني توي سرش،.بي جا ميكني! )
دوستي كه عادت كرده توي تمام سالهاي دوستي تو بهش زنگ بزني و حالا كه بعد از عمري بهت زنگ ميزنه، طلبكاره كه چرا سراعي ازش نميگيري.( يك حورايي انگار آدم به همه بدهكاره!)
دوستي كه فكر مي كنه تو به جز خوردن و خوابيدن كار ديگه اي نمي كني و به غير از اين مسايل براي اينكه كار خيري بكنه تو را درگير مسايل شخصيش ميكنه و كلي هم ازت طلبكاره كه چرا دنبال كارهام نيستي. ( اصلا به من چه ؟ هان ؟ به من چه كه تو ميخواي چه غلطي بكني ؟ زندگي خودته . عاقل باش و تصميم بگير كه چحوري مي خواي زندگي بكني. مگه من بار زندگيمو روي دوش تو انداختم كه ميخواي بار زندگيتو به دوش بكشم؟ دقيقا هم ميدونم كه تا آشتي كنند ديگه يادي از ما نمي كنه ولي خب .......................)
لينكها به اين نامه
آدرس اين نامه:
http://www.moayeri.ir/cgi-bin/mt334/mt-tb.cgi/168
|
نظرات
آدم :
1- ای خواهر من غلط بکنم به دختر مردم کار داشته باشم
2- چه وبلاگ خوشگلی شده
3- به حنیف بگید منو تحویل بگیره :(
4- من تا حالا خیال میکردم فقط به حنیف و شرکت مخابرات بدهکارم اما این جوری که شما نوشتید انگار به همه مردم بدهکارم.
:( يك حورايي انگار آدم به همه بدهكاره! ):
گریهام گرفت
آدم - February 20, 2007 8:33 AM
مرغ دريا :
نامه هاي قديميت ديگه تكميل تكميل شد.
غصه اون پدري كه منت ميذاره و يكي ديگه كه تبعيض قائل ميشه رو هم نخور بالاخره يه روزي به اين كارهاي بدشون ميرسند وپشيمون ميشن.
اي به قربونت كه مشاور و سنگ صبوره همه هستي .خوبه به جاي دادن شماره 148 شماره خونه شمارو بديم.
الو صداي فرنوش مشاور بفرماييد....
مرغ دريا - February 20, 2007 10:21 AM
زهرا :
حاضر بودم تا آخر نقطه چينت به درددلت گوش بدم.البته نه رو حساب بدهكاري طلبكاريا!!!
زهرا - February 20, 2007 5:43 PM
مهتاب :
اینجا چه خوشگل شده فقط فونتت خیلی ریزه!
مهتاب - February 22, 2007 12:21 AM
samane :
غر غرو شدي؟ نه عزيز امان از دست اين دوستان متوقع ِ بدعادتِ طلبكار . ميفهمم چي ميگي غر غر نه. شكايت نه. اين استيصال ِ بخدا
samane - February 24, 2007 3:03 PM
م س ا ف ر :
قشنگ شده اینجا زیاد خیلی.
باشد که بیندیشید در آن.
(ببخشید من یکم زیاد درس خوندم قاتی (قاطی) کردم.)
م س ا ف ر - February 26, 2007 1:00 PM