|
« هفته به خير و خوشي! |
صفحه اول نامهها
| »
بغض
یه بغضی توی گلومه ولی...
ولی نمیتونم بیرون بریزمش
نمیتونم بیرون بریزمش چون الان به کمک چند برابر کردن وعده های غذام خودمو آروم میکنم و بعد شب که میشه خودمو نفرین میکنم چرا اینقدر میخورم. با خودم عهد میبندم که فردا اندازه یک آدم نرمال بخورم ولی فردا که از راه میاد من برای تسکین خودم به خوردن پناه میبرم و چه راه احمقانه ای برای آروم کردن خودم پیدا کرده ام.
لينكها به اين نامه
آدرس اين نامه:
http://www.moayeri.ir/cgi-bin/mt334/mt-tb.cgi/146
|
نظرات
حاجیه :
سلام
اتفاقا به نظر من نسبت به روش های دیگه روش خیلی خوبیه !
حاجیه - September 6, 2006 2:28 AM
م س ا ف ر :
همه ما در مقابل غذا کم میاریم.این یه چیز طبیعیه هر کسی خودش رو یه جوری آروم می کنه.شاید اگه دنبال آروم کردن از راه دیگه باشی خطرناک تر هم بشه.
.............................................
م س ا ف ر - September 6, 2006 4:38 PM
saeed :
سلام
نیمه شعبان بر شما و خانواده محترمتان مبارک[گل]امیدوارم همیشه زیر سایه آقا امام زمان موفق وسالم باشید.
saeed - September 7, 2006 11:37 AM
محمودرضا :
rahesh shayad benazar doros naiad, vali kheiliiiii haal mide
محمودرضا - September 8, 2006 12:17 AM
شادی :
من هر وقت دلم می گیرد سکوت میکنم چیزی نمی خورم با کسی حرف نمی زنم اصلا چه تفاوتی دارد که وقتی دلمان میگیرد چه می کنیم مهم این است که راهی برای گریز از آن نداریم.
شادی - September 10, 2006 6:51 PM
navaz :
سلللللللللللللللللللللللللام
فرا رسيدن ماه مبارك رمضان رو به شما و خانواده محترمتان تبريك ميويم. اميدوارم در اين ماه مبارك هر آرزويي كه داريد برآورده شود.
navaz - September 20, 2006 12:29 PM