|
« دوستی سنگ روی یخ میشه تا من بفهمم باید باهاش چیکار کنم! |
صفحه اول نامهها
| هفته به خير و خوشي! »
حادثه
توی خونه تنها نشستی و صداهای مختلفی به گوشت میرسه.
حرکت کشدار آسانسور به وضوح شنیده میشه.
پاهات از بس روی هم بودن خواب رفتن.
یکمی خودتو تکون میدی تا یک چای بخوری.
کیسه چای ( تی بگ) در آب جوش رنگ میبازد.
در آسانسور بسته میشود.
ناله ای از سمت در خانه شنیده میشود.
جنازه ای فنجان در دست روی کف آشپزخانه افتاده.
لينكها به اين نامه
آدرس اين نامه:
http://www.moayeri.ir/cgi-bin/mt334/mt-tb.cgi/143
|
نظرات
delaram :
:)
نوشته هات رو خیلی دوست دارم.
فرنوش: سلام
اين باعث افتخار منه . ممنون كه خوشحالم كرديد .
delaram - September 1, 2006 10:48 AM
پرتقال :
چی میگه!!!؟
پرتقال - September 1, 2006 3:43 PM
amir :
سلام رفیق
مهرنوش عزیز...زیبا بود و موجز
با متنی با عنوان"وقتی همه چیز به هم می ریزد" به روزم....منتظر نظرتم
فرنوش: سلام من فرنوشم.
amir - September 1, 2006 4:34 PM
باران :
پس چرا من هیچی نفهمیدم...
باران - September 1, 2006 7:33 PM