« ختم | صفحه اول نامه‌ها | خلاصه! »


عروسی!

امروز صبح عازم اصفهانیم. عروسی پسر عمه نحیفه.
اصلا مسافرت با ماشین خودمونو دوست ندارم چون همش یک دلشوره توی وجودم میوفته ولی کاریش نمیشه کرد!
برای مجید و سمیرا آرزوی خوشبختی و سعادت دارم.
یکمی سرما هم خورده ام و اصولا وقتی سرما بخورم و اشکم در بیاد نه میتونم فکر کنم و نه میتونم برخورد مناسبی داشته باشم امیدوارم که تا همین امشب خوب بشم که توی عروسی بساط فین فینم به راه نباشه و بتونم دختر خوبی باشم.
انشاء الله اگر زنده برگشتیم باز هم مینویسم وگرنه نامه های قبلیمو بخونید که در اون صورت دیگه واقعا تبدیل به نامه های قدیمی شده!


 

لينك‌ها به اين نامه

آدرس اين نامه:
http://www.moayeri.ir/cgi-bin/mt334/mt-tb.cgi/132


نظرات

فریماه :

انشا الله زود میاید...و با هم ماکارونی می خوریم!!!!!!

 

احسان :

اين حرف هاچي هست كه مي زني
خواهر جونم اميدوارم هميشه در كنار داداشي باشي و سلامت و با زهم بنويسي

 

پرتقال :

خوش بگذر

 

نیمفادورا :

خوش بگذره بهتون. پس کی پیش ما میاین؟

 

f :

شما اینجا لینک شدید. ممنون بابت پشتیبانی شما از لبنان و صلح

-- http://www.persianweblog.com/articles/show.aspx?id=189

 

صدف :

خوش بگذره منم دلم لک رده واسه دامبال ودیمبو

 

احسان طريقت :

سلام دوست عزيز. ممنون از اينكه وبلاگ من را قابل دونستي و اون را تو لينكهات قرار دادي. خوشحال ميشم بازم اونجا تو سايت ببينمت و بيشتر باهات آشنا بشم. ممنون

 

فريور :

رفيقمون دست فرمونش توپه من كه هر وقت كنارش ميشينم به خودم به خودم كلي قول ميدم ... تو رو نميدونم

 

مجيد :

ممنونم از تبريكت
واقعاً‌خوشحالمون كردين كه اومدين

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007