|
« این بچه فقط5 سالشه! |
صفحه اول نامهها
| امروز رويايت را با خود همراه داشتم »
امشب من در اوج آسمانم!
*با اين حال كه بعد از دو ماه غيبتم خونه رو مثل گل تميز كردم( 2 هفته اي ميشه كه خونه مثل دسته گل شده) ولي هنوز آثار كارهاي نحيف بر جا مونده و هر روز ( قبل از رفتن پيش مامانم) و هر شب ( بعد از برگشتن ار خونه مامانم اينا)، ارباب رجوعاني از جنس بچه سوسك، سوسك متوسط با پوست قهوه اي، سوسك بزرگ با شاخكهاي مشكي چندش آور، كرمهايي كه با آب گوله ميشن- من قبلا اين نوع كرم را توي حياط خونه مامانم اينا،زير سنگ هاي دور باغچه ميديدم!- دارم.
*ديروز رفته بودم دنبال كارهاي بيمه. بعد از كلي دوندگي تازه خانومه آدرس محل سكونتمو ديده و ميگه: خانوم چرا اومدي اينجا؟ بايد بري شعبه دم در خونتون!
فكر كن بعد از دوبار رفتن و اومدن تازه خانومه لطف كرده و آدرس من را ديده! حالا در حضور رييسش سوسه مياد كه بهتره بره دم خونش!
واقعا از اين شيرين عسل بازي هاي بعضي از خانومها براي رييس مردشون، خيلي بدم مياد و دوست دارم همون موقع حالم بهم بخوره كه دفتر و دستكشون به لجن ! كشيده بشه!
*مي دوني تحمل خيلي از نگاه ها برام سخته، مثل نگاههايي از جنس امروز! من اصلا نمي تونم يا در حقيقت نمي خوام به اين جور نگاه ها جواب بدم. چيكار كنم عوض نميشم. شايد هم به مرور زمان عوض بشم. وقتي كه فشارهاي زندگي، نا خواسته باعث بشه كه روي اعتقادم پا بذارم ولي باز هم بعيد ميدونم.
*ميگن قصاص به اين دنياست راست ميگن. يك وقتهايي بدون اينكه بخواهي، انتقام ميگيري!
*ني ني گولو حالا خيلي چيزها داره، البته نيمفادورا هم كلي وسيله كنار گذاشته كه قراره برم خونشون تلپ بشم و وسايل را بگيرم. يك خبر جالبتر هم اينكه؛ يك آقايي علاوه بر اينكه كمك نقدي كرده، مي خواد براي به دنيا اومدن ني ني گولو گوسفند هم قرباني كنه. واقعا از اين كه اينهمه آدم با صفا و باحال و با مرام اطرافمون هست كلي خوشحالم. اجرتون با خدا.
لينكها به اين نامه
آدرس اين نامه:
http://www.moayeri.ir/cgi-bin/mt334/mt-tb.cgi/116
|
نظرات
امیر :
دلم یهو آهنگ من امشب در اوج اسمانم رو خواست خیلی زیاد!یاد سفر سال اخر دانشگاه به مشهد افتادم که تو کوپه بچه ها این رو گذاشتن و ....چه حال و هوایی
امیر - July 11, 2006 10:25 AM
نیمفادورا :
خب... چیزه... خیلی خوش اومدی ها!!! اما من و مرد خاکستر از شربت خونه تون نمی گذریم. آدرس بدی خودمون میایم شربت هم می خوایم. (پر رو به این می گن)
نیمفادورا - July 11, 2006 2:55 PM
م س ا ف ر :
در اوج آسمان ها یک شب مرا صدا کن
یا یک نفس دلم را از این قفس رها کن
...
یه سوال فنی برم پیش اومده:
این آقا حنیف مگه چیکار میکنه؟
...
گویا این ثواب شما تمومی نداره
م س ا ف ر - July 11, 2006 5:52 PM
م س ا ف ر :
به روزم.ولی می خواهم زنده بمانم.
م س ا ف ر - July 11, 2006 7:19 PM