|
« جووووووون دوست دختر خوشگلت یه کمکی کن!!! |
صفحه اول نامهها
| افسانه یک پری »
نامه 3
سلام
1- من حالم خوبه، ممنون
2- مامان كه پنج شنبه پاش از شر گچ راحت شده بود، ديروز با شيطنت براي راه افتادن، به زمين خورد و دست و پاش و صورتش كوفته شد، البته امروز فقط درد داشت. به نظر مامانم تا اون وقتي كه پاش توي گچ بوده هيچ پاشو احساس نميكرده ولي الان تازه متوجه پاش ميشه و اونهم همش به خاطر دردي است كه توي پاش وجود داره و البته پاش ورم داره و كمي هم كبوده.
3- ني ني گولويي كه هنوز به دنيا نيومده خيلي خوش شانسه چون تا حالا كلي كمك نقدي و جنسي بهش شده. جا داره همين جا از مجيد(پسر خاله گرامي ام)، خاله گرامي ام، افسانه ( دوستي كه با محبت در صدد تهيه يكسري از لوازم ضروري نوزاد است)، فرزانه، شكيبا، ريحان، پرستو، مهاجر و تمامي دوستان عزيز كه از طريق ايميل ما را در اين كار خير همراهي كرده اند كمال تشكر را داشته باشم. انشاءالله كه همشون به موقعش صاحب ني ني گولوهاي قشنگ و ماماني بشوند.
4- پست قبلي را كه داشتم مينوشتم فريماه گفت كه هيچ كس همراهي نمي كنه چون هيچ كس اعتماد نمي كنه و ازم پرسيد كه اگر توي وبلاگ كسي اين جور چيز ها را ببينم اعتماد ميكنم كه كمك كنم؟؟ منهم گفتم كه اصلا دوست ندارم كه باب اين جور چيزها توي وبلاگ باز بشه و اگر هم كسي اين كار را بكنه در صورتي كه تمكن مالي داشته باشم حتما كمك مي كنم. تنها چيزي كه منو واداشت كه اين كار را انجام بدم اين بود كه يك لحظه خودم را جاي اون زن بيچاره گذاشتم و فكر كردم كه روزگار سرگذشت بدي را براي اين زن رقم زده. البته اين را هم بگم كه وقتي مامانم گفت كه مامان نحيف داره براي يكي از بچه هاي ياس سيسموني جمع ميكنه گفتم اين بد بخت بيچاره ها همش در حال زاييدن هستند، حالم بهم ميخوره كه هيچ فكر نمي كنند كه دارن چيكار ميكنن. ولي وقتيكه سرگذشت دختر بينوا را شنيدم خيلي حالم بد شد و به اين فكر كردم كه اگر اين بچه يتيم نشده بود و يا حداقل از طرف شوهر عمه اش تحت فشار نبود ( شايد يك كمي آيدا دختر خاله نحيف به ذهنم نزديك شد) شايد يك ازدواج نسبتا معقول داشت و توي روياهايي كه يك زن حامله براي خودش داره ميتونست همون چيزهايي كه دلش مي خواست را براي بچه اش بخره نه اينكه هزار نفر با هزار سليقه بخوان براش سيسموني تهيه كنند.
5- گويند سنگ لعل شود در مقام صبر آري شود وليك به خون جگر شود
6- عزيز مهربان تر از جانم،
روزگار بديست
اعتمادم كه شكسته شد چنين شدم
مي دانم كه غمگيني ولي
غم من بسي بزرگتر از آن است
هر دو از تغيير حاصل شده در عذابيم
تو از تغيير كردن من و
من از تغيير نكردنم
و تبديل نشدن حالم به گذشته
و واي به حال من كه گذشته ام بسي به از حالم بوده است
دعايت را مي خواهم
7- ماهي مون توي اين چند وقت كه نيومده بودم خونه خوب از خونه نگهباني ميكرد پريروز كه برگشتم خونه ديدم كه آب تنگش از جمعه پيش خيلي كدر شده و بعد جسدش را ديدم كه بي خداحافظي رفته. اين اولين سالي بود كه ماهي قرمزم اينقدر زنده مانده بود.
لينكها به اين نامه
آدرس اين نامه:
http://www.moayeri.ir/cgi-bin/mt334/mt-tb.cgi/109
|
نظرات
م س ا ف ر :
گویا خیلی ثواب کردی.خوشا به حالت.
م س ا ف ر - June 25, 2006 2:30 AM
لیلا و امین :
سلام . ایشالا مادرت زود خوب بشه . وقت نکردیم همش رو بخونیم . آف شدیم میخونیم . شاد باشی . یاعلی
لیلا و امین - June 25, 2006 12:34 PM
saeed shams :
سلام فرنوش جان.نرسي سر زدي...بازم منتظرتم
saeed shams - June 25, 2006 1:12 PM
نیمفادورا :
گمونم دیگه نظر فریماه عوض شده باشه. بهت ایمیل می زنم.
نیمفادورا - June 25, 2006 6:13 PM
sadaf :
rang ghose too neveshtehat mano negaran mikone.akhe kheili narahat konandast ke adam az zamane hal razi nabashe.baraye nini ham khoshhalam
sadaf - June 26, 2006 10:12 AM
فيفي خ :
واسه ماهيت متاسفم
فيفي خ - June 28, 2006 2:18 AM