« خپل صدادار | صفحه اول نامه‌ها | گرگها »


علفزار

*چه كسي ريشه هاي مشترك عشق ما را هرس كرد؟
چه كسي در چمنزار چشم تو علف هرزه كاشت؟گويي مي خواست تا سال ديگر خود را تكرار كند! دلم هنوز همان نگاه ها را مي خواهد.
چه كسي حسرت با هم بودن را در دلمان گذاشت؟ دور اما نزديك.
شكستن بلور ذهنت را باور ندارم.
تو غريب قريب مني،‌ بودي و هستي.

بغض گلويم را گرفته، حتي قلمم نيز در به سختي نفس مي كشد.
وجودم از آه لبريز شده. اي عزيز دوست داشتني.فقط بگو چرا؟
به چه كسي مي شود شرح محبت و عشق تو را داد؟و آيا كسي باور مي كند كه رنگش چقدر آبي و زلال بود؟
وداعمان يادت مي آيد؟
مي گويند نگاهت را دزديده اند. بگو كه دروغ است.
مگر قرار نبود كه بتازيم؟ شايد هم نبود. شايد هم يادمان رفت يا شايد تو يادت رفت؟آري تو يادت رفت و وقتي كه پرسيدي ديگر دير بود.
مي گويند آتش نگاهت گرم كه نمي كند هيچ، بلكه مي سوزاند.
بيا و بگو كه دروغ گفته اند.
هنوز هم در گوشه امني مي شود زنده بود. هنوز هم در اين شهر كثيف مي توان نفس كشيد،‌ پس بكش و بمان.
اگر جواب دلتنگي مان اين بود پس جواب نزديكيمان چه ميشد؟
فقط افسوس و آه.
راستي سرنوشتت را خودت ورق زدي؟
* دمي با حافظ:
دوش رفتم به در ميکده خواب آلوده
خرقه تردامن و سجاده شراب آلوده
آمد افسوس کنان مغبچه باده فروش
گفت بيدار شو ای ره رو خواب آلوده
شست و شويی کن و آن گه به خرابات خرام
تا نگردد ز تو اين دير خراب آلوده
به هوای لب شيرين پسران چند کنی
جوهر روح به ياقوت مذاب آلوده
به طهارت گذران منزل پيری و مکن
خلعت شيب چو تشريف شباب آلوده
پاک و صافی شو و از چاه طبيعت به درآی
که صفايی ندهد آب تراب آلوده
گفتم ای جان جهان دفتر گل عيبی نيست
که شود فصل بهار از می ناب آلوده
آشنايان ره عشق در اين بحر عميق
غرقه گشتند و نگشتند به آب آلوده
گفت حافظ لغز و نکته به ياران مفروش
آه از اين لطف به انواع عتاب آلوده
* توي اين بي حال و حوصله گي ام، ياسمن ( فكر كنم دوست موشي جونمه) در كامنتي برام نوشته كه الهي تا قيامت زنده باشي!
روزگار عجيبيه،‌ همونطور كه قوم ظالمين نمي خوان من زنده باشم همونقدر يا بيشتر هم آدمهايي هستند كه دعاي خير براي آدم مي كنند. راستي من تو اين موندم كه اين قوم ظالمين واقعا آدم هستند؟ و هر چه بيشتر به اين موضوع فكر مي كنم مي بينم كه واقعا زنده به گور كردن دختران عرب خيلي كار درست و پسنديده اي بوده،‌ البته از شواهد معلومه كه اونها بصورت گزينشي اين كار را انجام مي دادند مگرنه نسلشان ور مي افتاده.


دستانت را به من بده تا با هم و براي هم غيرتي شويم.


 

لينك‌ها به اين نامه

آدرس اين نامه:
http://www.moayeri.ir/cgi-bin/mt334/mt-tb.cgi/80


نظرات

م س ا ف ر :

سلام
متن زیبایی بود
الهی تا قیامت زنده باشید
...
نمی دونم چرا به این نتیجه رسیدی؟
به نظرم خودت هم توی ته قلبت قبول نداری که زنده به
گور کردن دختران کارپسندیده ای بوده
مگه نه؟؟؟

 

پرتقال :

یه پست متفاوت، نه؟

 

دلارام اکار :

سوم............!

 

ماهي قرمز :

من گيج شدم ...............

 

احسان :

سلام

این نوشته های قشنگ مال خودتونه ؟

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007