« آوازه خوان | صفحه اول نامه‌ها | اینترنت برای همه؟؟!! »


دومین شب دختر مامان

امشب هم مثل دیشب دختر مامانم هستم. نحیف در میانه به سر می برد. خوشم میاد که دیگه شبها زود میخوابه و نمیتونه « ام بی سی 2» نگاه کنه!
امشب رفته بودم خونه مادر شوهرم اینا. بهم کادوی تولدمو دادن؛ یک بلوز ویک شال. شب هم مجبور شدم به خاطر کارهای روزنامه برگردم خونه مامانم اینا. امروز من توی خط روزنامه- خونه و برعکس مشغول به فعالیت بودم.
توی راه برگشتن شانس اوردم که فریور و پرستو و بابام رفته بودند جشنواره مگرنه مثل امروز بودم که زود بیدار شم و بیام خونه مامانم اینا. البته از اونجایی که من بدشانسم وقتی که اومدم عکس های رونامه را درست کنم دیدم که فتوشاپ فریماه کار نمی کنه یعنی در واقع تاریخ انقضاش گذشته الان هم که ساعت 2:15 دقیقه صبحه مجبورم که بیدار بمونم و بقیه کارهامو انجام بدم.
دلم برای نحیف تنگ شده. راستی چرا این مردها چیزی به اسم دلتنگی را نمی فهمند؟
روحم احتیاج به استراحت داره.
موقع برگشتن به خونه اتوبان پوشیده از مه بود. از هوای مه آلود خوشم نمیاد.


 

لينك‌ها به اين نامه

آدرس اين نامه:
http://www.moayeri.ir/cgi-bin/mt334/mt-tb.cgi/59


all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007