|
« اول آذر؛ تولد يك ژانگولر |
صفحه اول نامهها
| خدايا من يكي غلط كردم گفتم مي خوام بيام اين دنيا. »
صد سال تنهايي
1 - عصري كلي دنبال خونه گشتيم. نمي دونم اين بنگاهها چرا اينقدر وقت آدمو تلف مي كنند؛ بابا اگه خونه نداريد، راحت بگيد نداريم. هيچ احتياجي به 2 ساعت صغرا كبرا چيدن نيست!
2- توي ماشين منتظر مي مونم تا نحيف بره املاكي. يه برگ زرد از روي درخت روي شيشه ماشين ميوفته . برگ بهم مي گه كه پاييز هم داره تموم مي شه!
3- من نمي دونم اين بنگاهها از كجا پول در ميارند؟ براي اجاره كه مي ريم موردي ندارند، براي خريد مي ريم موردي ندارند. پس اين همه آدم كه توي اين بنگاههاي املاكند چه غلطي مي كنند؟؟؟
4- تلويزيون شكيرا را نشان مي دهد. واقعا چقدر دوست داشتنيه! بدنش مثل فنر مي مونه! اين شوي آخريشو خيلي دوست دارم.
5- امروز 2تا ديگه از فرشها را شستم و لوله شان كردم.
6- امروز خانم صاحبخانه كه تازه خونه را خريده اند آمده بود كه به بچه هاش خونه را نشان بدهد، پنجره ها را هم متر كرد كه براشون پرده بدوزه.
7- امروز مامانم هم لطف كرده بود و با موشي رفته بودند چند تا بنگاه تا بلكه خونه اي براي ما پيدا كنه. فكر كنم مامانم هم اگر بره توي بنگاه كار كنه درآمد بالايي بدست بياره، من موندم با اون پاش_ كه دكتر گفته هر چه زودتر بايد عمل شه وگرنه بايد كاسه زانوش عوض شه_ چطوري اينقدر اينور اونور مي ره. انشاالله خدا بهش سلامتي بده.
8- فرشها را كه از كف اتاق جمع كرده ام خانه سردتر شده.
9- يعني مي شه ما تا 15آذر خونه پيدا كنيم؟؟ تولدمو كه نشد خونه خودمون بگيريم.
لينكها به اين نامه
آدرس اين نامه:
http://www.moayeri.ir/cgi-bin/mt334/mt-tb.cgi/27
|
نظرات
Mohammad :
دنبال خونه گشتن و خونه مورد نظر رو پیدا کردن یکی از سخت ترین کارهاست. الان هم فصلیه که کمتر کسی دنبال عوض کردن جاشه ؛ شاید بخاطر همین مورد اجاره ای و یا فروشی کمتر گیرتون میاد... ولی بالاخره درست میشه.
Mohammad - November 25, 2005 9:47 AM
حامد تقدسی :
سلام
از توجه و اظهار لطفتون ممنونم
امیدوارم با دعای شما و همه دوستان نیک ، این درد جانکاه نوید ما سبک شه .
با سپاس ،
حامد .
حامد تقدسی - November 25, 2005 9:51 AM