« شب است ... | صفحه اول نامه‌ها | ازدواج »


فال

براي دوستم فالي مي گيرم وحافظ چه زيبا جواب مي دهد:
پيش ازينت بيش از اين انديشه عشاق بود
مهرورزي تو با ما شهره آفاق بود
ياد باد آن صحبت شبها كه با نوشين لبان
بحث سر عشق و ذكر حلقه عشاق بود
پيش ازين كاين سقف سبزوطاق مينا بركشند
منظر چشم مرا ابروي جانان طاق بود
از دم صبح ازل تا آخر شام ابد
دوستي و مهر بريك عهد ويك ميثاق بود
سايه معشوق اگر افتاد بر عاشق چه شد
ما به او محتاج بوديم او بما مشتاق بود
حسن مهرويان مجلس گرچه دل ميبرد ودين
بحث ما در لطف طبع وخوبي اخلاق بود
بر در شاهم گدايي نكته اي در كار كرد
گفت بر هر خوان كه بنشستم خدا رزاق بود
رشته تسبيح اگر بگسست معذورم بدار
دستم اندر دامن ساقي سيمين ساق بود
در شب قدر ار صبوحي كرده ام عيبم مكن
سرخوش آمد يارو جامي بركنار طاق بود
شعر حافظ در زبان آدم اندر باغ خلد
دفتر نسرين و گل را زينت اوراق بود


 

لينك‌ها به اين نامه

آدرس اين نامه:
http://www.moayeri.ir/cgi-bin/mt334/mt-tb.cgi/7


نظرات

فرياد :

حافظ....اگه يه بار شب باشه و حافظ نباشه....چيكار بايد كرد؟

 

احساس :

خیلی ساده و روان مینویسی خوشم میاد . حافظ محرم اسراره مخصوصا توی خلوت شبها مرهم تنهایی هم هست مگه نه؟

 

احساس :

خیلی ساده و روان مینویسی خوشم میاد . حافظ محرم اسراره مخصوصا توی خلوت شبها مرهم تنهایی هم هست مگه نه؟

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007